تبليغاتX
کوئست غرب تهران(برای همه ایرانیان)

کوئست غرب تهران(برای همه ایرانیان)

ما را از نظرات خود بی نصیب نکنید

قانون وفور نعمت

ما در جهاني سر شار از نعمت زندگي مي كنيم جهاني كه در آن گنجينه عظيمي از ثروت و پستهاي سازماني براي تمام كساني كه طالب آن هستند وجود دارد

براي دستيابي به استقلال مالي همين امروز براي افزايش ثروت  وارتقا پست خود تصميم بگيريد و سپس همان كاري را انجام دهيد كه ديگران پيش از شما براي

رسيدن به همين هدف انجام داده اند

 

كتاب : كوچك بزرگ

نويسنده : برايان تريسي

با تشکر از سعید نامجو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت   توسط محسن   | 

Power Bonus Incentive US250


21
January 2006- QUESTNET Launches the Chinese New Year Power Bonus Incentive to welcome the Chinese New Year and kick-start your personal Power Year 
Begin taking your earnings this year ‘Over the Top’ with QUESTNET’s Power Bonus Incentive. This rewards all you builders and new achievers who successfully generate new sales of 6 UVs on the left and 6 UVs on the right with an extra bonus of US$250! This means that in addition to the already high commission of US$500 for the two new steps, you will receive US$250, making a  total of US$750!
Super Bonus: For any IR that earns a Power Bonus, his Direct Referrer will also receive the matching amount as a Bonus 
The Power Bonus Incentive begins on Saturday, 21 January 2006 and ends on Friday, 3 March 2006 and will count all new sales  generated during this 6-week period  
Mechanics  
The Power Bonus Incentive is open to all qualified Independent  Representatives  
IR’s who successfully generate 6 new UVs on the left and 6 new UVs on the right within the Power Bonus Incentive duration will automatically receive the US$250 Power Bonus, in addition to the regular plan payout. These UV’s must come from your Direct Referrals  
Because QUESTNET wants to generously recognize your commitment and support for the company, IRs who are unable to meet the six UVs on the left and right during the incentive period will still be given a US$100 bonus if they generate 3 new UVs on the left and right during this same period. These UV’s must come from your Direct Referrals 
   
Important Note 
PLEASE MAKE SURE TO STATE REFERRER/SPONSOR ACCURATELY. Many more incentives will be launched this year that involve bonuses based on Directly sponsored IR’s. Please remember that Direct Referrers/Sponsors CANNOT BE CHANGED 

 

شرکت Questnet به مناسبت سال نو چینی ویک شروع عالی برای سال جدید، این پاداش بزرگ را در اختیار شما قرار داده است.

این پاداش به همه کسانی که موفق به فروش uv6 در سمت چپ و uv6 در سمت راست خود شده اند، داده می شود. به طوریکه با این کار250 دلار اضافه تر دریافت خواهید کرد.

این یعنی اینکه علاوه بر پور سانت 500 دلاری که برای دو Step خود دریافت می کنید، شما 250 دلار دیگر خواهید داشت که در نهایت 750دلار دریافت خواهید کرد.

پاداش ویژه : برای هرIR ی که این پاداش بزرگ را دریافت کند، ورودی های مستقیم آنها نیز همان مقدار را عینا به عنوان پاداش دریافت می کنند .

زمان این پاداش از روز شنبه 21 ژانویه 2006 شروع و روز جمعه 3 مارس 2006 خاتمه می یابد و تمام فروشهای جدید که در این مدت زمانی 6 هفته باشند، شامل این پورسانت خواهندشد .

این پاداش برای همه IR ها آزاد است. IR  هایی که با موفقیت uv6 جدید در سمت چپ و uv6 جدید در سمت راست خود قرار دهند، به صورت اتوماتیک در این مدت زمان علاوه بر پور سانت عادی که خواهند داشت ، 250 دلار اضافه تر به عنوان پاداش دریافت خواهندکرد.

 این uvها باید از طریق شما به صورت ورودی مستقیم وارد شوند.

Questnet برای اینکه تعهد و پشتیبانی شما نسبت به شرکت را تصدیق کند، به IR هایی که در این مدت زمانی قادر به فروش uv6 در سمت چپ و راست خود نشوند، اگر uv3 در سمت راست و uv3 در سمت چپ خود به صورت مسبقیم وارد کنند، 100 دلار به عنوان پاداش خواهد داد.

توجه :

لطفا حالت قرارگیری ورودی ها را به صورت دقیق، مشخص کنید چون این ورودی های به هیچ عنوان نمی توانند تغییر کنند.

مهم:

منتظر پاداش های بزرگ تری از طرف شرکت برای معرفی ورودی های مستقیم بیشتر باشید .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت   توسط محسن   | 

به نام خدا

 

"Do you like my dress?" she asked of a passing stranger.
"My mommy made it just for me." She said with a tear in her eye.

دخترک از غريبه ای که از آنجا مي گذشت پرسید: از لباسم خوشت مي آيد؟

او با اشکي در ميان چشمانش گفت: مامان برایم دوخته است

"Well, I think it's very pretty, so tell me little one, why are you crying?"

خوب من فکر مي کنم بسيار زيباست، به من بگو که چرا گريه مي کني؟

With a quiver in her voice the little girl answered.
"After Mommy made me this dress, she had to go away."

دخترک با صداي لرزان پاسخ داد:

بعد از اينکه مامان اين را برايم دوخت، بايد مي رفت

"Well, now," said the lady, "with a little girl like you waiting for her,
I'm sure she'll be right back."

آن زن به دخترک گفت خوب حالا که تو منتظرشي، من مطمئن هستم که او بر مي گرده

"No ma'am, you don't understand," said the child through her tears,
"my Daddy said that she's up in heaven now with Grandfather."

دخترک با چشمان اشک آلود گفت نه تو نمي فهمي ..ن...ما...ما

پدرم می گويد که مامان الان اون بالا در بهشت است پيش پدربزرگ است

Finally the woman realized what the child meant, and why she was
crying. Kneeling down she gently cradled the child in her arms and
together they cried for the mommy that was gone.

سرانجام آن زن فهميد مه منظور دخترک چيست و چرا گريه مي کرد

زانو زد و به آرامي دخترک را در ميان بازوان خود گرفت

و با هم براي ماماني که رفته بود گريستند

Then suddenly the little girl did something that the woman thought
was a bit strange. She stopped crying, stepped back from the woman
and began to sing.

ناگهان دخترک کاري کرد که براي آن زن عجيب بود

او گريه اش را قطع کرد، گامی به عقب برداشت و شروع به آواز خواندن نمود

She sang so softly that it was almost a whisper. It was the sweetest
sound the woman had ever heard, almost like the song of a very small bird.

او به آرامي آواز مي خواند تقريبا شبيبه به نجوا بود

اين شيرين ترين صدايي بود که زن تا به حال شنديده بود صدايي شبيه به صداي پرندگان کوچک

After the child stopped singing she explained to the lady,
"My mommy used to sing that song to me before she went away,
and she made me promise to sing it whenever I started crying
and it would make me stop."
"See," she exclaimed, "it did, and now my eyes are dry!"

بعد از اينکه دخترک آوازش تمام شد برای زن شرح داد

مامان من اين آواز را قبل از اينکه برود استفاده مي کرد

او از من قول گرفت که هر موقع گریه کردم برای قطع گريه کردن اين آواز را بخوانم

دخترک فرياد کشيد: نگاه کن، همينطور است اشکهايم خشک شده است

As the woman turned to go, the little girl grabbed her sleeve,
"Lady, can you stay just a minute? I want to show you something."

زماني که زن می خواست برود دخترک آستين او را گرفت و گفت

خانم مي توانی يک دقيقه بماني؟ ميخواهم چيزي را نشانت دهم

"Of course," she answered, "what do you want me to see?"

زن گفت: البته ، حالا آن چيست؟

Pointing to a spot on her dress, she said, "Right here is where
my Mommy kissed my dress, and here," pointing to another spot,
"and here is another kiss, and here, and here,"
"Mommy said that she put all those kisses on my dress so that
I would have her kisses for every boo-boo that made me cry."

دخترک به لکه ای بر روی لباسش اشاره کرد و گفت

درست اينجا جايي است که مامان بوسيده است

و اينجا، دخترک به لکه ديگري اشاره نمود

اينجا بوسه ديگري است ، اينجا ، اينجا و اينجا

مامان گفت که همه بوسه ها را ، او روي لباسم گذاشته

من بوسه هاي او را براي کارهايي که باعث گريه ام شده است دارم

Then the lady realized that she wasn't just looking at a dress,
no, she was looking at a Mother... Who knew that she was going
away and would not be there to kiss away the hurts that she knew
her daughter would get.

پس آن زن فهميد او فقط به يک لباس نگاه نمي کرده

او به يک مادر نگاه مي کرده است

او فکر مي کرد مادر رفته و اونجا نيست تا با بوسه هايش مرحمي بر دردهای دخترش باشد

So she took all the love she had for her beautiful little girl and
put them into this dress, that her child now so proudly wore.
She no longer saw a little girl in a simple dress.
She saw a child wrapped...in her Mother's love.

پس او تمام عشقش را برای دخترک زيبايش در ميان اين 

لباس قرار داد تا کودکش با افتخار آنرا بپوشد او دخترک را

در لباس ساده اي نمي ديداو کودکي را مي ديد که درميان عشق

مادرش پيچيده شده است

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت   توسط محسن   | 

نکته های قشنگ زندگی

1- اگر در ابتدای راه موفق نشدید دوباره تلاش کنید.

2- خالصانه آرزومند زندگی سرشار از آرامش و صلح باشید.

3- تلاش کنید تا با دیگران به تفاهم و سازش برسید و از همه مهمتر اینکه با خودتان توافق داشته باشید.

4- با دوست صمیمی خود گپی دلنشین بزنید.

5- در جستجوی محبت و نیکی در قلبهای دیگران باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت   توسط محسن   | 

چند سخن:

کارلوس کاستاندا : دانايان با عمل زندگي مي كنند , نه با انديشه عمل.

آلبركامو : شغل تنها زماني ارزش و اعتبار دارد كه آزادانه پذيرفته شود .

كارل يونگ : تا چيزي را نپذيريم نمي توانيم تغييرش دهيم .

ناپلئون : صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي هيچ گاه با ياس و درماندگي رو به رو نخواهد شد .

مارو اكلينز : اگر به دنبال موفقيت نرويد خودش به دنبال شما نخواهد آمد .

باسيل اس.والش : اگر ندانيد كه به كجا مي رويد , چگونه توقع داريد به آنجا برسيد ؟

فيثاغورث : خشم با ديوانگي آغاز مي شود و با پشيماني پايان مي پذيرد .

مارك تواين : وقتي هدفمان را از دست مي دهيم مجبور هستيم سعي خود را چند برابر كنيم .

اسمايلز : هيچ يك از تمايلات نفس انساني خطرناكتر از تمايل به تنبلي نيست .

ناپلئون هيل : كسي كه هميشه مي خواهد اشتباه ديگران را ثابت كند , آنها را از خود دور مي كند .

استون : انديشيدن تا زماني كه با عمل همراه نباشد , خلاقانه نيست .

آلبرت هوبارد : بزرگترين اشتباهي كه كسي مرتكب مي شود , اين است كه دائم از اشتباه كردن بترسد .

اريك باتروورت : هر چه موانع جدي تر و سخت تر باشد , لذت تلاش و پيروزي بيشتر است .

هرشل : يكي از راههاي خوشبختي اين است كه نسبت به كوچكترين نعمت ها شكرگزار باشيم .

زيگ زيگلر : يك انسان ناسپاس خوشبخت نشان بده .

كلمنت استون : شما هماني هستيد كه فكر مي كنيد .

ناپلئون هيل : اگر باور داشته باشي كه مي تواني , حتما مي تواني .

فرانسيس بيكن : يك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند .

استون : شجاعت داشته باش تا با حقيقت رو به رو شوي .

حضرت علي (ع) : از دوستي با نادان خودداري كن .

ضرب المثل آلماني : براي آدم بهانه گير هميشه بهانه وجود دارد .

ماكسيم گوركي : دروغ آيين اربابان و بردگان , و حقيقت خداي انسان هاي آزاد است .

ذهن خود را به آن چه مي خواهيد معطوف كنيد نه آن چه را نمي خواهيد .

كسي كه در بهار چيزي نكارد در پاييز چيزي درو نخواهد كرد

تکرار ، مادر تمام مهارتهاست

==============================

يك تكه يخ را كه تا دماي ۵۰ درجه ساني گراد سرد شده برداريد و به آن گرما بدهيد ، ابتدا هيچ اتفاقي رخ نمي دهد . اين همه انرژي گرمايي صرف مي شود ولي هيچ نتيجه قابل رويتي مشاهده نمي شود . ناگهان ، در دماي صفر درجه ، يخ ذوب و به آب تبديل مي شود . كار را ادامه بدهيد . باز هم انرژي فراواني صرف مي شود بدون آنكه تغييري مشاهده گردد . تا اينكه وقتي به حدود ۱۰۰ درجه ساني گراد مي رسيم ، حباب و بخار ايجاد مي شود ! و نتيجه ؟

اين احتمال وجود دارد كه ما انرژي زيادي را صرف كاري كنيم ، مثلا صرف يك پروژه ، يك شغل وحتي يك قالب يخ و با اين وجود به نظرمان برسد كه هيچ نتيجه اي نگرفته ايم . اما در حقيقت انرژي ما دور از چشممان در حال ايجاد دگرگوني بوده است . كار خود را ادامه دهيد و مطمئن باشيد كه دگرگوني از راه خواهد رسيد . اين اصل را به خاطر بسپاريد ، بي جهت دچار هراس نشويد و ياس را نيز به خود راه ندهيد و بدانيد كه : هيچ تلاشي ، بي نتيجه نمي ماند .

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت   توسط محسن   | 

اثر نگرش بر شیوه رهبری

نگرش همواره یک پای تیم رهبری است  و در کارها نقش دارد.

 

 آیا استعداد در موفقیت یک تیم کافیست؟

   در یک کار تیمی فقط استعداد کافی نیست و موفقیت هر تیم فقط در گرو داشتن استعداد نیست . البته داشتن استعداد لازم است .

 مثلا تیم رئال مادرید تیمی فوق ستاره است و استعداد بازیکنان در آن موج میزند اما موفقیت این تیم متزلزل است و در نوسان .

 و در واقع یک نگرش همیشه در موفقیت تاثیر گذار است و نگرش داشتن استعداد و استفاده از افراد با استعداد در تیم ، نتیجه بخش نیست و چه بسیار مدیرانی که با داشتن یک نگرش عالی بهترین نتایج را بدست آورده اند.

 

 

استعداد درخشان  +  طرز فکر فاسد    =  تیم بد

استعداد درخشان  +  نگرش بد           = تیم متوسط

استعداد درخشان  +  نگرش متوسط    =  تیم خوب

استعداد درخشان  +  نگرش خوب       = تیم عالی

 

با تشکر از سیداکبر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

جشن ویژه و استثنایی کاهش قیمت سال جدید

کمپانی QuestNet ضمن تبریک نزدیک شدن سال جدید شما رابه جشن کاهش قیمت محصولات در آخر سال دعوت میکند. از تاریخ 6 دسامبر 2005 (15 آذر ماه) تا 6 ژانویه 2006 (16 دی ماه) همه میتوانند از امکانات استثنایی زیر در پنج هفته به شرح زیر بهره مند بشوند:

هفته اول : از 15 آذر تا 19 آذر

هفته دوم : از20 آذر تا 25 آذر

هفته سوم : از 26 آذر تا 2دی

هفته چهارم : از 3 دی تا 9 دی

هفته پنجم : از 10 دی تا 16 دی

 

1- معرفی دو محصول جدید در این جشن با قیمتهای استثنایی.

الف) The Philatelic Treasures of the World

ب) The Qnet Unos Coin Watch به همراه یک حساب In-Voice

که طبق جدول زیر قیمت این دو محصول در 5 هفته گفته شده در بالا به شرح زیر است.

 

Product

IR Price (USD / set)

Week 1

Week 2

Week 3

Week 4

Week 5

Philatelic Treasures of the World - Series II

480

490

500

510

520

Innovative Combo Set: Qnet Unos Coin + Watch and Invoice Account

490

500

510

520

530

 

توجه: مبلغ shipping در محصولات بالا اضافه شده است.

 

2- خریداران پنج محصول زیر از پرداخت هزینه shipping در هر 5 هفته معاف هستند.

No

Code

Name

1

AO2C8

Athens 2004 Olympic Coin Set - Series II

2

WPCW2

Wrist-Pilot Chronograph Watch

3

EURC9

New Euro Countires Coin Set - Series I

4

DRCC2

Dome of the Rock with Crystal Coin

5

CLZC9

50 Year Calendar and Zodiac Coins

 

3- هزینه shipping برای تمام محصولات کمپانی GoldQuest در 5 هفته گفته شده در بالا به شرح زیر است:

 

Promo Time Frame

S&H (USD)

Week 1

20.00

Week 2

30.00

Week 3

40.00

Week 4

50.00

Week 5

60.00

 

به امید اینکه در آستانه این سال جدید همگی از این فرصت استثنایی داده شده لذت ببریم.

 

منبع : Qi-Iran

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

از جبران خلیل جبران

 

*ارزش انسان به آنچه به دست می آورد نیست ، بلکه به چیزیست که آرزوی به دست آوردنش را دارد .

*حقیقت همیشه دانستن ، و گاهی گفتن است .

*اگرچه به تنهایی و در قلب بیابانی دورافتاده ، از زیبایی بخوانی ، گوشی شنوا خواهی یافت .

*ریشه ، گلی است که شهرت را تحقیر می کند .

*شادی ، همان اندوه بی نقاب شماست ....  با هم می آیند ، و وقتی یکی ازآنها با شما بر سر سفره نشسته ، به خاطر داشته باشید که دیگری در بسترتان  آرمیده است .

*روزهایی که در میانتان بودم کوتاه بود ، و از آن کوتاهتر ، سخنانی بود که گفتم . اگر ذره ای از آنچه که گفته ام حقیقت باشد ، آن حقیقت با ندایی روشنتر و در کلماتی مانوس تربا افکارتان ، خود را آشکار خواهد کرد . اگر امروز روز برآورده شدن نیازهای شما و عشق من نیست ، پس بگذار وعده ای باشد تا روزی دیگر .

*سنجیدن شما با خردترین کردارتان ، مانند سنجیدن نیروی دریاست با سستترین کف آن . برخی از شما مرا کناره گیر و سرمست از تنهایی نام نهادید ، و گفتید : « او هم کلام درختان و جنگل است ، نه انسان ... » آری ،  به حقیقت از تپه ها صعود کردم و در نقاطی دورافتاده گام برداشتم.  چگونه می توانستم شما را ، جز از بلندی ها یا دوردستها بنگرم ؟ چگونه کسی می تواند به راستی نزدیک باشد ، جز آنکه دور باشد ؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

ذکری از پير هرات


آنچه می خوانيم برگرفته از « رساله دل و جان » و « رساله واردات » از آثار خواجه عبدالله انصاری است :

*فنا از خودی خود رستن است ؛ و وفا عهد دوست را ميان بستن است ؛ و بقا به حق پيوستن است .

* الهی ؛ نه آنچه دارم دانم ؛ و نه آنچه دانم دارم . الهی ؛ مکش این چراغ افروخته را ؛ و مسوز این دل سوخته را . الهی ؛ گفتی کریمم ؛ امید بدان تمام است .

* می پندارند که دارند ؛ باش تا پرده بردارند . يکی هفتاد سال علم آموخت ؛ چراغی نيفروخت و يکی در همه عمر يک حرف شنيد ؛ همه را از آن بسوخت .

*کرامات فروختن سگی است و کرامات خريدن خری است . اين همه گفتيم ؛ نشان مستی است و دليل خويشتن پرستی است . با هيچ بساز ؛ و از خويش کسی برمساز .

*دی رفت و باز نيايد ؛ فردا اعتماد را نشايد ؛ حال را باش و غنيمت دان که هم دير نپايد . تا تو مرا بد خواهی و خود را نيک ؛ نه مرا بد آيد و نه تو را نيک .

*اصل وصال دل است ؛ باقی زحمت آب و گل است . الهی ؛ اگر از دوستانم حجاب بردار ؛ و اگر مهمانم ؛ مهمان را نکو دار .

* جوينده گوينده است و يابنده خاموش . فرياد از معرفت رسمی و از عبادات عادتی . در خانه اگر کس است يک حرف بس است .

* اگر در آيی ؛ در باز است و اگر نيايی ؛ خدای بی نياز است . اگر دوست را از در بيرون کنند ؛ از دل بيرون نکنند .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

قوانين جهاني موفقيت

 

قانون انتخاب

 

هر كاري كه انجام مي دهيد براساس ارزشهاي غالب درآن لحظه است حتي هيچ كاري نكردن هم نوعي انتخاب است . هر جا كه هستيد و هر كسي كه هستيدبه دليل انتخابها و تصميم هايي است كه تا اين لحظه گرفته ايد.

 

با تشکر از سعید نامجو

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

پديده فکر

 

یاد خدا آ رامبخش قلبهاست


سلام یه دوستانی که دلشان همیشه بهارست

فرق بین انسانها فرق در اندیشه هاست*
)
فقر) حاصل فکر فقیرانه است و
)
ثروت) حاصل فکر ثروتمندانه
در تکنولوری فکر مطب اول *فکر * است.

**********************************
انسانها با اندیشهایشان کیفییت زندگی خودشان را می سازند .شما وقتی صبح از خواب بیدار میشیدچگونه و به چی فکر میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما باید نگاهی به زندگی گذشته داشته باشی
بایستی....
فکر کنی چگونه زندگی کرده ای ........
و بیاندیشی که چگونه باید زندگی کنی
و با ید این فاصله رو با فکرت پر کنی.

ممکنه با خودت فکر کنی من چطور می تونم فکرمو عوض کنم؟!
باید باور کرد...
باور
باور
باور

باور اینکه آری خدای رزاق من را کمک می کند!

آری کائنات در اختیار من هستند!

آری انسانها به من کمک می کنند!

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

سخنانی برای زندگی بهتر

 

سلام دوستان

جملاتی که در زیر می خوانید برگرفته از سمینار تکنولوژی فکر دکتر آزمندیان است .امیدوارم با خواندن این عبارات راه موفقیت را بیابید و تحولی در خود احساس کنید.

زندگی قشنگ ترین واژهء  انسان است .

انسانی فردا دستاوردی بدست می آورد, که امروز رویایی داشته باشد.

جهنم خدا در سرای آخرت , جزای انسانهایی است که در این دنیا بد زندگی می کنند.

هیچ چیز در دنیای هستی بعد از خدا زیباتر از انسان نیست .

اگر تو برای فرداهایت فکر نکنی ,شیاطین برای تو فکر میکنند .

تا تصمیمی اتخاذ نشود, انسان چیزی بدست نمی آورد.

سرنوشت ما از قبل توسط خدا رقم زده نشده است. ما خود سرنوشت خود را تعیین میکنیم .

ان الله لا یغیر بقوم حتی یغیر بانفسهم .

و ما هر چه در کائنات و زمین است برای تو مسخر کردیم ) قرآن کریم(

انسانها همانگونه که فکر کنند زندگی می کنند.

تمام آینده های زیبای تورا ,اندیشه های امروز تو می سازد.

برای اینکه یک فرد جذاب را جذب کنی , خودت باید جذاب باشی(ضرب المثل آمریکایی )

فقر در زندگی یک انسان فقیر, حاصل اندیشه های فقیرانه اوست .

قانون لیاقتها: جهان هستی آنچه به تو می دهد, که لیاقت آن را داری ,نه آنچه راکه لازم داری .

باید که جمله جان شوی        تا لایق جانان شوی .

ثروت : هر دستاوردی در دنیای یک انسان , ثروت است .

فقر عامل روسیاهی انسان در دنیا وآخرت است)رسول اکرم (ص))

انسان همانطور که باور کند زندگی می کند.

اگر زندگی شما ارزش زندگی کردن را دارد , حتماً ارزش نوشتن را دارد.

اصل انتظار: به آدمها آن می رسد, که منتظرش هستند.

کائنات: هر چیز غیر از خدا و تو.

کائنات خدا به انتظارهای تو جواب می دهد.

تا کی در انتظار قیامت توان نشست           برخیز و قیامتی به پا بکن

کی با من ,من باکی :فرق در دو باور. آیا دنباله رو است یا رهبر.

اگر گویی که بتوانم ,قدم در نه که بتوانی      اگر گویی که نتوانی, برو بنشین که نتوانی

از کوزه همان طراود که در اوست .

هر آنچه را که محکوم کنید, از دست میدهیدش و هر آنچه را که به آن عشق بورزی ,بدست می آوریش .

انسانها هر آنچه را که باور کنند ,خلق می کنند.

اگر می خواهی ببینی که دیگران نسبت به تو چه احساسی دارند, ببینید خود چه احساسی نسبت به خود دارید. زیرا دیگران وقتی در تو نگاه میکنند, نسبت به تو آن احساسی را دارند, که تو نسبت به خود داری .

عقاب ,عقابها را به خود جذب می کند ; اردک , اردکها را.

فتبارک الله احسن الخالقین .

عاملی که فردی را جذب می کند, لزوماً فیزیک انسان نیست . زیرا صورت انسان آینه تمام نمایی از درون اوست .

خدا سه چیز خلق کرد: انسان , کائنات و قانونهای طبیعت. خدا خطاب به انسان میگوید: ای انسان اگر تو قانونمندیهای دنیا را یاد بگیری , در دنیا به همه چیز می رسی و در آخرت به بهشت می روی .

چون به دریا می توانی راه یافت        سوی یک قطره چرا باید شتافت

موفق باشید.

منبع: موفقیت

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

آینه

به نام خدا

  آینه

 

خانواده بسیار فقیری بودند که در یک مزرعه

 و یک کلبه کوچک کنار مزرعه کار و زندگی می کردند.

کلبه آنها نه اتاقی داشت و نه اسباب و اثاثیه ای.

اعضای خانواده از برداشت محصولات مزرعه

 آن قدری گیرشان می آمد،

که شکمشان را به سختی سیر کنند.

اما یک سال بدون هیچ علتی محصول،

کمی بیشتر از حد معمول به دست آمد.

در نتیجه کمی بیش از نیازشان پول به دست آوردند.

زن کاتولوگ کهنه و خاک گرفته ای را بیرون کشید و ورق زد.

همچنان که صفحات آن را یکی یکی ورق می زد،

افراد خانواده هم دورش جمع می شدند.

بالاخره زن آینه بسیار زیبایی دید و به نظرش رسید

که از همه چیز بهتر است.پیش از آن هرگز آینه ای نداشتند.

از آنجا که پول کافی برای خریدنش داشتند،زن آن را سفارش داد.

در حدود یک هفته بعد وقتی که همه در مزرعه سرگرم کار بودند،

مردی سوار بر اسب از راه رسید.او بسته ای در دست داشت،

و خانواده به استقبالش رفتند.

به محض این که امضا دادند و

بسته را تحویل گرفتند،همه در کلبه دور مادرشان جمع شدند.

زن،اولین کسی بود که بسته را باز کرد و در آینه نگاه کرد،

و جیغ زد:"جان،تو همیشه میگفتی که من زیبا

 هستم.من واقعاً زیبا هستم!"

مرد آینه را به دست گرفت،در آن نگاه کرد،لبخندی زد وگفت:

"تو هم همیشه می گفتی که من خشن هستم

ولی من جذاب هستم."

نفر بعدی دختر کوچک شان بود که در آینه نگاه کرد و گفت:

"مامان،مامان،چشم های من هم شبیه تو هست!".

اتفاق نا خواسته این بود که

پسر کوچکشان که مثل همه پسر بچه ها بسیار پر انرژی بود،

از راه رسید و پیش از هر اقدامی از سوی آنها آینه را قاپید.

او در چهار سالگی از قاطر لگد خورده و صورتش از ریخت افتاده بود.

او فریاد زد:"من زشتم!من زشتم!"

و در حالی که می لرزید به پدرش رو کرد و گفت:

"پدر،آیا من همیشه همین ریخت بودم؟"

"بله پسرم،همیشه همین ریخت بودی."

"با این حال تو من را دوست داری؟"

"بله پسرم،دوستت دارم."

"چرا؟برای چه من را دوست داری؟"

"چون که مال من هستی!"

...و من هر صبح وقتی که صادقانه به خودم نگاه می کنم

و می بینم درونم زشت است،از خدا می پرسم،

آیا دوستم داری؟و او همیشه جواب می دهد:"بله."

و وقتی که می پرسم چرا دوستم داری؟

او می گوید:"چون که مال من هستی!"

 

نویسنده : زهره زاهدی

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

نکته های قشنگ زندگی

1-  به خاطر داشته باشید که لحن شما گویای ذهن شماست سعی کنید تا هنگام گفتگو با دیگران سخنان دلنشین بگویید.

 

2-  غصه ها و ناراحتیهای خود را خیلی جدی نگیرید.آنها آنقدرها هم که فکر میکنید جدی نیستند.پس بهترین راه را برای رهایی از آنها بیابید.

   

    3- از گوش دادن به حرفهای آن دسته از دوستان و اقوام که

       میگویند"کارها انجام نمی شوند"بپرهیزید.

 

 

4-    در مقابل آینه بایستید و شکلک درآورید تا خنده را به لبهای خود باز گردانید.

 

    5- ذهن خود را طوری پرورش بدهید که تنها به افکاری که شما را

        شاداب تر و سالم تر می سازنند فکر کنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

چند سخن:

الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و

حقایق را جز در اعماق فکر نمی توان کشف کرد.     ویکتور هوگو

 

فکر کردن : سخت ترین کار بشر است.    انیشتین

 

اندیشه و تفکر پشتوانه ای بزرگ در سراسر حیات بشر است :

وانسان بی اندیشه و تفکر به ماده ای بی روح میماند.    پاسکال

 

آنکه کردار به سخاوت بیاراید وگفتار به راستی :

در جهان نیکبخت است     بزرگمهر

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

قضا و قدر و مشیت یعنی چه؟

پرسش: قضا و قدر و مشیت یعنی چه؟ و چه تفاوتی با هم دارند؟

پاسخ: واژه «مشیت» که افعال آن «شاء ـــ یَشاء» در قرآن زیاد کاربرد دارد، بمعنی: خواستن دو چیز متفاوت، ناهمگون، متضاد و متناقض است. مانند: شب و روز، بیماری و سلامتی، گرما و سرما، زمین لرزه و آرامش زمین، مرگ و زندگی، فقر و توانگری، ایمان و کفر، .... اینها مشیت خداوند هستند.

قـَدَر که از تقدیر می آید بمعنی: اندازه دادن و مشخص نمودن کارکرد و عملکرد و روند و فرایند چیزی است (یعنی قانونمند نمودن چیزی). مانند رو به پیری و مرگ رفتن موجود زنده. یا زن شدن و زن بودن و مرد شدن و مرد بودنِ. یا مثلاً سیب شدنِ تخم سیب، یا مرغ شدنِ تخم مرغ.

و قضاء بمعنی: انتخاب نمودن و در جریان گذار انداختنِ یکی از دو چیز متفاوت و متضاد است. مثلاً از میان مرگ و زندگی حالت زندگی برای ما انتخاب شده و ما فعلاً در جریان زندگی انداخته شده ایم. یا مثلاً انتخاب حالت محکومیت یا آزادی برای فرد دستگیر شده. وقتی کسی را محکوم می کنیم و در جریان کشیدن محکومیت خود می اندازیم این کار قضاء نامیده میشود. (به دستگاه قضائی هم به این خاطر قضاء گفته شده).

فرق «مشیت» و «قضا» و «قـَدَر (تقدیر)» اینست که مشیت و قضا قابل تغییر و دست کاری است ولی تقدیر (قـَدَر) را نمی توان دست کاری کرد و تغییر داد. مثلاً ما می توانیم در شب نور ایجاد کنیم و در روز تاریکی ــــ در بیماری خود را مداوا کنیم و در سلامتی خود را مریض ــــ در گرما سرما تولید کنیم و در سرما گرما ــــ خانه را طوری بسازیم که زمین لرزه را خنثی کنیم ــــ می توانیم با انفاق فقر و ثروتمندی را تغییر بدهیم ــــ می توانیم ایمان بیاوریم و می توانیم نیاوریم ــــ و با درست خوردن و به خود رسیدن می توانیم طول عمر خود را دراز کنیم یا خودمان را بکشیم و عمر خود را کوتاه کنیم (البته اینکه گفته میشود عمر هر کسی از پیش مشخص شده و وقتی اجلِ وی میآید می میرد غلط است. در قرآن نیز آیه ای در این رابطه وجود ندارد).

اما تقدیر مانند مرگ را ما نمی توانیم تغییر بدهیم. یعنی ما نمی توانیم نمیریم، یا قانون پیر شدن را تغییر بدهیم و از پیر شدنِ خود جلوگیری کنیم (ولی در چهار چوب قانونمندی مربوط به پیر شدن می توانیم آنرا تسریع یا کند کنیم، که در اینصورت این مقوله در چهار چوب مشیت قرار می گیرد ). یا مثلاً نمی توانیم از تخم مرغ گربه درست کنیم.

 

مشیت و قضا و قدر ما در کوئست چیه؟

سختیها ، ناراحتیها ، تهمتها ، بی خوابیها ، جوابهای نه شنیدنها ، دردسرها و ... به همراه خوشیها ، دوستیها ، احترامها ، درآمد خوب و ...

جزو مشیت ما هستند. این دست خود ماست که چه قضاهایی برای خود انتخاب کنیم تا قَدَری خوب پیش روی ما باشد.

نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

آغوش پروردگار

 

 

به نام خدا

 

آغوش پروردگار ( گفتگو با خدا (3) )

 

" ای خدای بزرگ که در آسمانی..."

 بله.

حواسمو پرت نکن،دارم دعا میکنم.

خب،تو منو صدا کردی.

من؟دارم دعا می خونم:"ای خدای بزرگ که در آسمانی..."

دیدی،دوباره صدام کردی.

مگه نگفتی:"ای خدای بزرگ که در آسمانی؟".

خب،من این جام.

آها،اما منظوری نداشتم.فقط داشتم دعای

روزانه مو می خوندم.من همیشه با خدا راز و

نیاز می کنم.حالمو خوب میکنه، احساس 

میکنم وظیفه مو انجام دادم.

بسیار خوب ادامه بده

"...نام تو مقدس باد..."

منظورت چیه؟

ازچی؟

از"نام تو مقدس باد...". "مقدس"یعنی چی؟

خب،...یعنی... ام م م م،... نمی دونم.

خب این یه قسمت از دعاست.راستی،معنی اش چیه؟

یعنی"عزیز"،"منزه"،"عالی".

آها،تا به حال درباره اش فکر نکرده بودم.

"... پادشاهی تو بر زمین بیاید و اراده تو بر

 زمین جاری شود،همان گونه که بر

آسمانها جاری است."

آیا واقعاً می خوای که اراده من بر زمین

جاری بشه؟

بله،چرا نه؟

به خاطرش چه کار میکنی؟

کار؟مگر باید کاری کرد؟فکری درباره اش نکرده ام.اما فکر کنم خیلی خوب می شه

که تو کنترل همه چیز این جا رو هم مثل آسمون به دست بگیری.

اون وقت تو رو هم کنترل کنم؟

خب...من کلیسا میرم.

فقط همین؟بداخلاقی ات چی؟تو برای رفع اون باید بیشتر کار کنی.

پول خرج کردنت هم همین طور...همه پول هاتو خرج خودت میکنی.

کتابهایی که می خونی چی؟چیزای خوبی نیستن.

چه قدر از من ایراد میگیری!منم یکی مثل بقیه.

مگه نمی خوای که اراده من بر زمین جاری بشه؟

پس از تو و امثال تو که اینو می خواین باید شروع کنم.

آها،خب،درسته اشکالاتی دارم.

راستی حالا که می خوای روی عیب هام کار کنی،یادت باشه چند تای دیگه هم دارم.

میدونم.

البته تا به حال خیلی در این باره فکر نکرده بودم.

اما می بینم واقعاً دلم می خواد از شر بعضی هاشون خلاص بشم.

خوبه داریم به یه جاهایی میرسیم.

با هم روی اونا کار میکنیم تا موفق بشی.

آفرین.

ببین خدا،این دعا داره کمی طولانی تر از معمول میشه.

"لطفاً نان امروزم را مرحمت کن..."،باید برم.

نان؟ تازه باید مراقب خوردنت هم باشی،

همین حالا هم اضافه وزن داری!

...خدایا چه قدر امروز از من ایراد میگیری!

من دارم وظیفه دینی روزانه مو انجام میدم،

یکهو وارد میشی و ایراد گیریت شروع میشه.

وقتی درست دعا بخونی،همینه،صدات

به گوشم میرسه،می یام،و جوری میشه که

شاید ناچار بشی خودتو تغییر بدی.

تو منو صدا کردی،من هم آمدم.

به دعا خوندنت ادامه بده.

می خوام ببینم در ادامه چی میگی؟

می ترسم.

از چی؟

آخه می دونم چی به من میگی!

خب،امتحان کن.

"...خدایا بدی های ما را ببخش،همان طور

که ما کسانی را که به ما بد کرده اند می بخشیم."

خب،نظرت درباره "مارگریت"چیه؟

می دونستم که پای اونو وسط میکشی.

مگه ندیدی چه دروغ ها درباره من گفته!

چه قصه ها درباره خانواده ام سر هم کرده.

هنوز تقاص اینا رو پس نداده.قسم خوردم تا

حسابامو باهاش صاف نکنم،آروم نگیرم!

پس این چیزهایی که در دعا میگی چی میشه؟

موضوع مارگریتو ندیده بگیر.

خوبه،لااقل صداقت داری.اما این بار تلخ

و سنگین رو با خود بردن و این تلخی رو در دل

نگه داشتن چه لطفی داره؟

بذار حسابمو با او صاف کنم،اون وقت حالم

بهتر میشه.چه بلایی که سرش نیارم!

کاری میکنم که آرزو میکرد هیچ وقت همسایه ام نشده بود.

اما میدونی که با این کار حالت بهتر نمیشه؟

انتقام اصلاً شیرین نیست.ببین از فکر انتقام چقدر منقلب شدی!

بیا،خودم همشو درست میکنم.

می تونی؟چطور؟

مارگریتو ببخش.من هم تو رو می بخشم.

اون وقت میبینی چقدر قلبت آروم میشه.بذار حس نفرت و بدی با مارگاریت بمونه.

تو خودتو از این حس خلاص کن.

حق با توست.همیشه حق با توست.خدایا ببین،الان بیشتر از اون که بخوام از

مارگریت انتقام بگیرم،دلم می خواد با تو صاف و رو راست باشم.

اوکِی،من اونو میبخشم.

حتی بهش کمک میکنم که در زندگی راه راست رو پیدا کنه.

حالا که به این قضیه فکر میکنم،

دلم برای مارگریت میسوزه،در وضع بدی گیر افتاده.

باید تاوان ضایع کردن حق دیگران رو بپردازه.

خدایا خودت یه جوری راه درست رو پیش پاش بزار.

آفرین.عالی شد،حالا چه احساسی داری؟

اِم م م م ...خب،بد نیست.نه،راستشو بخوای خیلی بهتر شدم.

گمان کنم امشب،بعد از مدتها دیگه گرفته و عصبی به رختخواب نرم.

تا یادم می آد همیشه ناراحت به رختخواب رفتم.

و چون نمی تونستم درست استراحت کنم،همیشه خسته

و کسل بودم.گمان کنم از این به بعد درست بشه.

دعات هنوز تموم نشده،ادامه بده.

آها،"...خدایا،ما را چنان هدایت کن که

وسوسه بر ما غلبه نکند و از شر بدیها

نجات مان بده."

همین کار رو خواهم کرد.تو هم سعی کن خودتو در وضعیتی قرار ندی

که دچار وسوسه بشی.

منظورت چیه؟

وقتی میدونی کسی باید لباسها رو بشوره و خونه رو مرتب کنه،

تلویزیون روشن نکن.

یا اگه میبینی نمی تونی روی دوستات تأثیر خوبی بگذاری و گفتگوها تونو به مسیر

 مثبتی هدایت کنی،شاید بهتر باشه نسبت به این دوستیها تجدید نظر کنی.

یک چیز دیگه،نگذار همسایه ها و دوستات برات بت بشن و بخوای از اونا تقلید کنی.

و خواهش میکنم از من هم به عنوان راه فرار استفاده نکن!

قسمت آخر رو نفهمیدم.

وقتی در شرایط بدی قرار میگیری،به دردسر می اُفتی،به من پناه میبری و

می گی:"خدایا اگه از گرفتاری خلاصم کنی،

قول میدم دیگه فلان کارو نکنم".

از این وعده وعیدها چند تا دادی؟یادت هست؟

اوه،بله،شرمنده ام،واقعاً شرمنده،ای خدا.

به یاد کدومشون افتادی؟

آن شبی که دیوید رفته بود و من و بچه ها در خانه تنها بودیم چنان بادی میوزید

که فکر میکردم الان سقف خانه از کجا کنده میشه،رعد و برق هم که همه رو به وحشت

انداخته بود.

یادمه گفتم:"خدایا اگر ما را از این وضع خلاص کنی قول میدهم

هیچ وقت دعایم را قطع نکنم".

خب،من کار خودمو کردم ،تو چی؟

متأسفم،واقعاً متأسفم.تا حالا فکر میکردم فقط دعا کافیه و لازم نیست کار دیگه ای

بکنم.هیچ وقت فکر نمیکردم اتفاق امشب پیش بیاد.

خب،ادامه بده و دعا تو تموم کن.

"خدایا، پادشاهی و اقتدار،و حمد و سپاس همواره شایسته توست.آمین."

می دونی چه چیز رو به عنوان حمد و سپاس قبول میکنم و چه چیز منو خشنود میکنه؟

نه،راستی چه چیز تورو خشنود میکنه؟دلم میخواد از این به بعد کاری کنم

که تو خشنود بشی.دیدم چه بلایی سر زندگیم آوردم!

و دیدم که چقدر عالیه که راه تورو بریم.

جواب سؤالمو دادی.

دادم؟

بله

حمد و ستایش از نظر من همینه که همه،مثل تو،

منو دوست داشته باشن و میبینم که داره کم کم اتفاق می افته.

حالا که بعضی از اشکالاتت رو شد و میخوای اونا رو برطرف کنی،

چه کارها که نمی تونیم با هم بکنیم.

خدایا،ببینیم چه طوری منو درست میکنی ها!اوکِی؟

اوکِی.

 

نویسنده : زهره زاهدی

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

من متولد شده ام...

من متولد شده ام تا دستی بگیرم و بگذارم تا دستی، خستگی ام را ببوید از آنها که متولد شده اند تا همراهی باشند، برای صعود من به قله های پر برف و دست نیافتنی.  بالامی روم وچهره خود رامیان آینه ها جستجو می کنم وهزاران نفر را مثل خودم می یابم. هزاران رهرو کوی دوست که در سکوت با من همسفرند... هزاران همسفر که در سکوت زندگی را از نو ميسازند .... هزاران دوست که دستی را به گرمی ميفشارند..

 

دستها را بايد گرفت و نگاهی کرد به اين زندگی حقيقت در کف دستان ماست در قلمی که می لغزانيم...!!!

 

با تشکر از امین عزیز

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

من انسان زيبای ديگری هستم!!!

یاد خدا آرام بخش دلهاست...

تکنولوژی فکر سفری که مبداء خود انسان ومقصد خدای عزوجل است.

ای انسان کیستی ؟چگونه ای ؟چه آینده ای را طراحی کرده ای؟

این سوالاتی است که خدا از تو می کند.
پس تا تصمیمی نگیری تحولی در تو ایجاد نمی شود.
اصولاً هیچ چیز در جهان هستی اتفاقی صورت نمی گیرد.حتی هیچ برگی بدون اراده خدا به زمین نمی افتد و همه چیز خواست خدای رحمان بوده ومی با شد.
و خدا مسبب الاسباب است.
نباید بیهوده روز را شب کرد. نه دنیای زیبایی نه آخرت آبادی.
(فرق بین انسان خوشبخت و بدبخت در طرز فکر آنهاست)

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

نکته های قشنگ زندگی

    ۱-   باور کنید که انسانی موفق هستید.

 

2-   بدانیدکه وقتی قلبتان راتغییرمیدهید،ذهنتان نیزتغییرمیکند و هنگامیکه ذهنتان متغیرشودزندگی شما نیز تفاوت پیدا خواهد کرد.

 

3-   برای رسیدن به یک هدف والا همکاری چشمگیری کنید.

 

4-   بدانید که برای تک تک مشکلات شما راه حلی الهی وجود دارد.

 

5-   اگر آنطور که می خواهید وقایع پیش نمیروند با تغییر در راه و کارهایتان آنها را مهار سازید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

به نام خدا

 

A different kind of prayer  یك دعاي متفاوت

 

اي خداي بزرگ (پدر آسماني)، Heavenly father

كمكمان كن  help us

تا به خاطر بياوريم remember that the

آن كسي كه ديشب در خيابان jerk who cut us

راه ما را بست،  off in traffic last night

مادر تنهايي بود كه آن روز was a single mother

بعد از نه ساعت كار  who worked nine

مي راند كه با عجله  hours that day

به طرف خانه اش برود  and is rushing home

تا شام درست كند.  to cook dinner

به درس بچه ها برسد، help with homework

رخت ها را بشويدو چند do the laundry and spend

دقيقه باارزش را كنار a few precious moments

فرزندانش بگذراند.  with her children.

كمكمان كن تا به خاطر بياوريم help us to remember that

آن مرد جوان ژنده پوش و بي تفاوتي  the pierced tattooed

كه تنش را خالكوبي كرده  disinterested young man

و بدون اينكه هيچ تغيير  who can't make

مثبتي در زندگي اش بدهد،  change correctly

شاگرد مدرسه مضطرب نوزده  is a worried 19-year-old

ساله اي بود كه همه حواسش  college student balancing

در پي امتحانات نهايي اش بود  his apprehension over

و ميترسيد نتواند براي ترم  final exams with his fear

بعد وام(تحصيلي)بگيرد و  of not getting his student

مخارج تحصيلاتش را بپردازد.  loans for next semester.

خدايا به يادمان بياور  Remind us Lord

آن آدم بي تفاوتي كه هر that the scary looking bum

روز در يك گوشه نشسته  begging for money in

و گدايي ميكند the same spot every day

(در حالي كه بايد كار كند!)  (who really ought to get a job!)

اسير اعتيادي است كه  is a slave to addictions

ما فقط مي توانيم آن را  that we can only

در وحشتناك ترين imagine in our

كابوس هاي شبانه مان ببينيم. worst nightmares.

كمكمان كن تا به خاطر بياوريم  Help us to remember

آن زوج پيري كه آهسته و the old couple  that

با زحمت در راهروي فروشگاه  walking annoyingly

(ضمن سد كردن راه ديكران)  slow through the store

قدمي مي زنند و از aisles and blocking

لحظات خود بهترين استفاده our shopping

را مي برند(اگر چه  progress are savoring

نتيجه آزمايشهاي  this moment knowing

هفته قبل زن نشانگر  that based on the

اين بود كه آخرين سال biopsy report she

خريد مشترك آن got back last week

دو خواهد بود مي خواهند  this will be the

كه اين لحظه هاي آخر last year that they

را با هم مزمزه كنند.)  go shopping together.

اي خداي بزرگ(پدر آسماني)  Heavenly father remind us

هر روز به يادمان بياور  each day that of

كه از ميان همه  all the gifts you

نعمتهايي كه به ما give us the greatest

ارزاني داشته اي،بالاترين  gift is love.

آن محبت است،اگر چه كافي  It is not enough

نيست كه به عزيزان مان  to share that

محبت كنيم.خدايا دل هامان  love with those we

را بگشا،نه فقط به روي hold dear. Open our

نزديكان مان، بلكه به hearts not to just those

روي همه انسانها. ياري مان who are close to us but to

كن تا دير قضاوت كنيم و  all humanity. Let us be slow

زود ببخشيم.ياري مان to judge and quick to

كن تا شكيبايي،همدلي forgive show patience

و مهرباني كنيم. empathy and love!

 

نويسنده:زهره زاهدي

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

عجایب هفتگانه

به نام خدا

 

عجایب هفتگانه   The seven wonders

 

از یک گروه دانش آموز  A group of students

خواستند اسامی  were asked to list what

"عجایب هفتگانه"  they thought were the

را بنویسند.  Present " Seven Wonders."

علی رغم اختلاف نظرها، though there were

اکثراً اینها را جزو some disagreements the

عجایب هفتگانه following received the

نام بردند:  most votes:

1.اهرام مصر1.Egypt's Great Pyramids

2. تاج محل  2. Taj Mahal

3.درّه بزرگ(گراندکانیون درامریکا) 3.Grand Ganyon

4.کانال پاناما 4.Panama Canal

5.ساختمان امپایراستیت5.Empire State Building

6.کلیسای پطرس مقدس 6.St.peter's Basilica

7.دیوار بزرگ چین  7.China's Great Wall

آموزگار هنگام جمع  While gathering the

کردن نوشته های  votes the teacher noted

دانش آموزان، متوجه شد  that one student

که یکی از آنها هنوز کارش had not finished

را تمام نکرده است. her paper yet.

از دخترک  So she asked the

پرسید که آیا  girl if she was having

مشکلی دارد. trouble with her list.

دختر جواب داد:  replied  The girl

"بله کمی مشکل دارم، "Yes a little.

چون تعداد شگفتیها  I couldn't quite make

خیلی زیاد است و  up my mind because

نمیدانم کدام رابنویسم".  there were so many."

آموزگار گفت:  The teacher said

"آنهایی را که نوشته ای "Well tell us what

نام ببر شاید ما you have and maybe

هم بتوانیم کمک کنیم". we can help."

دخترک با تردید  The girl hesitated

چنین خواند:به نظرمن  then read I think the

"عجایب هفتگانه"دنیاعبارتنداز:  "Seven Wonders"are:

1.دیدن 2.شنیدن 1.To see 2.To hear

3.لمس کردن(یا نوازش کردن)  3.To touch

4.چشیدن 5.احساس کردن 4.To taste5.To feel

6.خندیدن7 .دوست داشتن 6.To laugh 7.To love

اتاق در چنان سکوتی  The room was

فرو رفت که حتی  so quiet you

صدای زمین افتادن could have heard

سنجاق شنیده می شد.  a pin drop.

آن چیزهایی که به  The things we

نظرمان ساده overlook as simple

ومعمولی میرسند،  and ordinary

آنها را نا دیده و  that we take for

دست کم می گیریم،  granted are

حقیقتاً شگفت انگیزند!  truly wondrous!

با ملایمت به یادمان reminder  A gentle

می آورندکه با ارزشترین  that the most precious

چیزهای زندگی ساخته  things in life

دست انسان نیستندو  cannot be built by

آنهارا نمیتوان خرید. by man.   hand or bought

آنقدرخودرامشغول نکنیدکه  Don't be too busy

بی توجه ازکنارشان بگذرید.  to pass this along.

 

نویسنده: زهره زاهدی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت   توسط محسن   | 

تغییر نظام باورها

 

به نام خدایی که یگانه خالق عالم است...

تغییر نظام باورها

نظام باورها, تشکیل دهنده و سازنده نظام فکری انسان است.

داشتن باورهای مثبت و عالی, عامل اصلی در تولید افکار سازنده و خلاق است.

خود باوری, ثمره داشتن باورهای درست و مثبت است.

اعتماد به نفس, مثبت نگری, نشاط, ارتباطات خوب وهمه نکات مثبت , ناشی از داشتن باورهای صحیح است.

شناخت نقش باورها,
شناسایی و تمیز دادن باورهای صحیح و غلط و حذف باورهای غلط و جایگزینی باورهای صحیح و خلاق از دستا وردهای (تکنولوزی فکر) است

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت   توسط محسن   | 

عشق را زندگی کن...


***
  عشق را زندگی کن ***

 *
همه لحظه ها زیبا هستند فقط تو باید پذیرا و تسلیم باشی.

همه لحظه ها نعمتند, فقط تو باید قادر دیدن باشی. همه لحظه ها میمون و مبارکند, اگر تو با حق شناسی عمیق بپذیری, هرگز هیچ عیب نخواهد کرد.

  *
عشق بزرگترین هدیه خداست. هنر آنرا بیاموز. آواز آن و جشن آنرا بیاموز, عشق نیازی قطعی است.

درست همانگونه که جسم بدون غذا نمی تواند زنده بماند, بدون عشق روح را یارای زنده ماندن نیست.

عشق غذای روح است.

آغازگر همه چیزهای با شکوه است.

عشق, در بارگاه ملکوتی است.


  *
متدین واقعی به هیچ مذهبی, به هیچ ملتی, به هیچ نژادی و به هیچ رنگی تعلق ندارد.

به کل انسانیت تعلق دارد.

همه ملتها مال او هستند.

)
برگرفته از سخنرانی های اشو(

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت   توسط محسن   | 

قوانين جهاني موفقيت

قانون كم كوشي

 

بشر سعي مي كند آنچه را كه مي خواهد با كمترين تلاش ممكن به دست آورد.

همه پيشرفتهاي بشر در تكنولوزي در واقع راههاي دستيابي به بيشترين برونداد با كمترين درون داد است

كتاب : قوانين جهاني موفقيت

نوشته : برايان تريسي

 

با تشکر از سعید نامجو

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت   توسط محسن   | 

خط فاصله

به نام خدا

 

Dash خط فاصله  

 

سخنان مردی را نقل میکنم  I read of a man

که درمراسم تدفین دوستی  who stood to speak

سخن می گفت.  at the funeral of a friend.

اوبه تاریخهای حک شده He referred to the dates

روی سنگ گور اشاره  on her tombstone from

کرد،از تولد...تامرگ  the beginning... to the end. .

ابتدا تاریخ تولدش را  He noted that first

به خاطرها آورد  came her date of birth

و از تاریخ بعدی and spoke the following

با اشک یاد کرد، date with tears

اما گفت آنچه بیش از این  but he said what

دو اهمیت دارد  mattered most of all

خط فاصله میان این  was the dash

دو تاریخ است. between those years.

(1998-1934)  (1934-1998)

آن خط فاصله نشان For that dash represents

                              دهنده دورانی است که  all the time that

                                    روی زمین زندگی  she spent alive

کرده است... و اکنون  on earth... And now

تنها کسانی که او  only those who

را دوست داشتند،میدانند loved her know

آن خط کوتاه what that little

چه قدر می ارزد. line is worth.

مهم نیست چقدر  For it matters not

دارایی داشته باشیم، how much we own

اتومبیل...خانه... the cars... the house...

پول نقد،مهم این است the cash what matters is

که چه طور زندگی کنیم how we live

و چقدر دیگران را دوست بداریم.  and love.

مهم این است که آن خط  And how we spend

فاصله را چگونه بگذرانیم.  our dash.

پس به این خط طولانی و So think about this

دشوار فکر کنید...  long and hard...

آیادراین مسیرچیزی هست Are there things you'd

که بخواهید تغییرش دهید؟  like to change?

چرا که هرگز نمی دانید  For you never know

چه مدت زمان برایتان how much time

باقی است تا آن را  is left that can

اصلاح کنید.  still be rearranged.

کاش می توانستیم سرعتمان If we could just

                           را کم کنیم تا بفهمیم  slow down enough to

چه چیزی حقیقی  consider what's

و چه چیزی واقعی است،  true and real

و سعی کنیم and always try to

بفهمیم دیگران چه  understand the way

احساسی دارند.  other people feel.

و دیرتر به خشم  And be less quick

بیاییم، و بیشتر to anger and show

قدردانی کنیم.  appreciation more.

اطرافیانمان را دوست And love the people

بداریم خیلی in our lives like

بیشتر از گذشته.  we've never loved before.

اگر به یکدیگر احترام If we treat each other

بگذاریم، و به هم with respect and more

بیشتر لبخند بزنیم...  often wear a smile...

و یادمان باشد که این Remembering that this

فاصله بخصوص ممکن  special dash might

است خیلی کوتاه باشد.  only last a little while.

در نتیجه، وقتی درباره شما So when your eulogy's

میگویند، و اعمال زندگیتان  being read with your

را باز گو می کنند... life's actions to rehash...

به نحوه ای که زندگیتان  Would you be proud of

را گذرانده اید the things they say about how

مباهات خواهید کرد.  you spent your dash.

 

نویسنده: زهره زاهدی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت   توسط محسن   | 

برای شاد بودن شرط نگذاریم

به نام مهربان خالق دوستداشتنی

سلامی دوباره و زیبا به زیبایی شروع مجدد پاییز طلایی

برای شاد بودن شرط نگذاریم

نمیدونم چرا بعضی ها برای شاد بودنشون شرط می ذارند.در حالی که شاد بودن شرطی نیست . مثلاً بعضی ها فکر میکنند باید حتما به یک عروسی برن یا یه هدیه دریافت کنندو یا...  حتما فلان کس و بیبنند ویا فلان کار انجام بشه تا شاید شاد بشند !!!!!!!!!!

 در حالی که برای شادبودن نیاز به هیچ شرط وشروطی نیست. این خود آدمه  که میتونه شرایط شاد بودن وبدون هیچ شرطی برای خودش واطرافیانش خلق کنه.میتوان دل شاد کرد به لطف باز کردن غنچه لبخندی، دیدن آسمان آبی و یا زندگی در پاییز طلایی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت   توسط محسن   | 

قوانين جهاني موفقيت

قانون هویت

 

حساسيت بيش از حد يا شخصي كردن مسائل يكي از دلايل اصلي بروز مشكل در برقراري روابط با ديگران است فقط از طريق غير شخصي كردن ؛ جدا كردن خود از مسائل و داشتن يك نگرش عيني و واقع بينانه مي توانيد خوب عمل كنيد و با ديگران روابط موثر برقرار سازيد

كتاب : قوانين جهاني موفقيت

نوشته : برايان تريسي

 

 

 

دو چيز را هرگز فراموش نكن            خدا را و مرگ را

دوچيز را فراموش كن        به كسي خوبي كردي و كسي به تو بدي كرد

واما چهار جمله ديگر  

به مجلسي وارد شدي زبان نگهدار          به سفره اي وارد شدي شكم نگهدار

به خانه اي وارد شدي چشم نگهدار           به نماز ايستادي دل نگهدار

 

با تشکر از سعید نامجو

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت   توسط محسن   | 

من انسان زیبای دیگری شده ام

به نام خدا

امروز تصمیم خود را گرفتم و به این باور رسیدم که من می توانم انسان بزرگی شوم و دنیا را عوض کنم .امروز من انسان زیبای دیگری هستم .پر از امید,قدرت و ایمان .من قدرت فراوانی در خود احساس می کنم .من خدا را در تمام سلولهای بدن خود حس می کنم و او این قدرت را به من می دهد که به هر چه بخواهم برسم .

من به قدرت و تواناییهای خود ایمان دارم.من احساس قدرت ,سرعت و حرکت می کنم .به خود اعتماد دارم و موفق می شوم .اعتماد به نفس من مرا جذاب و محبوب می کند.

 احساس من عالی است .احساس من عشق و توانمندی است .من فرشته زیبای درونم را از اسارت همه زنجیرهای بدبینی ,منفی نگری و دشمنی ,ناتوانی و ناامیدی آزاد کردم و کاملا رها هستم تا به هر آنچه که بخواهم برسم .

 من تمام خستگیها ,ناکامی ها و ناامیدی های گذشته ام را رها می کنم تا افکار مثبت و سازنده آزادانه به ذهن من جاری شوند.افکار جدید من شگفت انگیز و پر ثمرند.

 با بخشش دیگران خود را از بند کینه ها و کدورتها آزاد می کنم و آرام و رها می شوم . بخشش هدیه ای است که به خود می دهم .

در زندگی همیشه رخدادها مطابق تصور من نیست .لیکن من به روند زندگی اعتماد دارم که از من حمایت می کند و عالی ترین خیر و صلاحم را به من هدیه می کند.دری بسته شود درهایی گشوده می شود.

من شکوه آینده ام را در فراروی خود می بینم .پس هرگز خود را با کسی مقایسه نمی کنم و بر این باورم که توانایی اینکه از همه بالاتر روم را دارم . من به خود افتخار می کنم .به آنچه که هستم وبه آنچه که خواهم بود.

من روز به روز به دانش و تخصص خوداضافه می کنم و در جهت افزایش مهارتهای مختلف خود گام بر می دارم.من از انسانهای موفق الگوبرداری می کنم .پس برای هر موفقیتی که کائنات برای من فراهم می کنند,شایستگی کامل دارم .

از چه چیزی باید بترسم .هیچ قدرتی وجود ندارد که سد راه من شود.به قدرت لایزال الهی توکل دارم . به لطف او در امانم.

من انسان زیبای دیگری شده ام .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت   توسط محسن   | 

 متن كامل كتاب به سوي كاميابي

 با سلام

جهت دريافت متن كامل كتاب به سوي كاميابي اثر ارزشمند آنتوني رابينز روي لينك زير كليك كنيد.

 http://www.bazaarinfocenter.com/INHO/Antoni/Antoni.htm

 منبع: سايت مركز اطلاعات بازار

http://qi-iran.blogfa.com

 


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت   توسط محسن   |