تبليغاتX
کوئست غرب تهران(برای همه ایرانیان)

کوئست غرب تهران(برای همه ایرانیان)

ما را از نظرات خود بی نصیب نکنید

اثر نگرش بر شیوه رهبری

نگرش همواره یک پای تیم رهبری است  و در کارها نقش دارد.

 

 آیا استعداد در موفقیت یک تیم کافیست؟

   در یک کار تیمی فقط استعداد کافی نیست و موفقیت هر تیم فقط در گرو داشتن استعداد نیست . البته داشتن استعداد لازم است .

 مثلا تیم رئال مادرید تیمی فوق ستاره است و استعداد بازیکنان در آن موج میزند اما موفقیت این تیم متزلزل است و در نوسان .

 و در واقع یک نگرش همیشه در موفقیت تاثیر گذار است و نگرش داشتن استعداد و استفاده از افراد با استعداد در تیم ، نتیجه بخش نیست و چه بسیار مدیرانی که با داشتن یک نگرش عالی بهترین نتایج را بدست آورده اند.

 

 

استعداد درخشان  +  طرز فکر فاسد    =  تیم بد

استعداد درخشان  +  نگرش بد           = تیم متوسط

استعداد درخشان  +  نگرش متوسط    =  تیم خوب

استعداد درخشان  +  نگرش خوب       = تیم عالی

 

با تشکر از سیداکبر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

جشن ویژه و استثنایی کاهش قیمت سال جدید

کمپانی QuestNet ضمن تبریک نزدیک شدن سال جدید شما رابه جشن کاهش قیمت محصولات در آخر سال دعوت میکند. از تاریخ 6 دسامبر 2005 (15 آذر ماه) تا 6 ژانویه 2006 (16 دی ماه) همه میتوانند از امکانات استثنایی زیر در پنج هفته به شرح زیر بهره مند بشوند:

هفته اول : از 15 آذر تا 19 آذر

هفته دوم : از20 آذر تا 25 آذر

هفته سوم : از 26 آذر تا 2دی

هفته چهارم : از 3 دی تا 9 دی

هفته پنجم : از 10 دی تا 16 دی

 

1- معرفی دو محصول جدید در این جشن با قیمتهای استثنایی.

الف) The Philatelic Treasures of the World

ب) The Qnet Unos Coin Watch به همراه یک حساب In-Voice

که طبق جدول زیر قیمت این دو محصول در 5 هفته گفته شده در بالا به شرح زیر است.

 

Product

IR Price (USD / set)

Week 1

Week 2

Week 3

Week 4

Week 5

Philatelic Treasures of the World - Series II

480

490

500

510

520

Innovative Combo Set: Qnet Unos Coin + Watch and Invoice Account

490

500

510

520

530

 

توجه: مبلغ shipping در محصولات بالا اضافه شده است.

 

2- خریداران پنج محصول زیر از پرداخت هزینه shipping در هر 5 هفته معاف هستند.

No

Code

Name

1

AO2C8

Athens 2004 Olympic Coin Set - Series II

2

WPCW2

Wrist-Pilot Chronograph Watch

3

EURC9

New Euro Countires Coin Set - Series I

4

DRCC2

Dome of the Rock with Crystal Coin

5

CLZC9

50 Year Calendar and Zodiac Coins

 

3- هزینه shipping برای تمام محصولات کمپانی GoldQuest در 5 هفته گفته شده در بالا به شرح زیر است:

 

Promo Time Frame

S&H (USD)

Week 1

20.00

Week 2

30.00

Week 3

40.00

Week 4

50.00

Week 5

60.00

 

به امید اینکه در آستانه این سال جدید همگی از این فرصت استثنایی داده شده لذت ببریم.

 

منبع : Qi-Iran

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

از جبران خلیل جبران

 

*ارزش انسان به آنچه به دست می آورد نیست ، بلکه به چیزیست که آرزوی به دست آوردنش را دارد .

*حقیقت همیشه دانستن ، و گاهی گفتن است .

*اگرچه به تنهایی و در قلب بیابانی دورافتاده ، از زیبایی بخوانی ، گوشی شنوا خواهی یافت .

*ریشه ، گلی است که شهرت را تحقیر می کند .

*شادی ، همان اندوه بی نقاب شماست ....  با هم می آیند ، و وقتی یکی ازآنها با شما بر سر سفره نشسته ، به خاطر داشته باشید که دیگری در بسترتان  آرمیده است .

*روزهایی که در میانتان بودم کوتاه بود ، و از آن کوتاهتر ، سخنانی بود که گفتم . اگر ذره ای از آنچه که گفته ام حقیقت باشد ، آن حقیقت با ندایی روشنتر و در کلماتی مانوس تربا افکارتان ، خود را آشکار خواهد کرد . اگر امروز روز برآورده شدن نیازهای شما و عشق من نیست ، پس بگذار وعده ای باشد تا روزی دیگر .

*سنجیدن شما با خردترین کردارتان ، مانند سنجیدن نیروی دریاست با سستترین کف آن . برخی از شما مرا کناره گیر و سرمست از تنهایی نام نهادید ، و گفتید : « او هم کلام درختان و جنگل است ، نه انسان ... » آری ،  به حقیقت از تپه ها صعود کردم و در نقاطی دورافتاده گام برداشتم.  چگونه می توانستم شما را ، جز از بلندی ها یا دوردستها بنگرم ؟ چگونه کسی می تواند به راستی نزدیک باشد ، جز آنکه دور باشد ؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

ذکری از پير هرات


آنچه می خوانيم برگرفته از « رساله دل و جان » و « رساله واردات » از آثار خواجه عبدالله انصاری است :

*فنا از خودی خود رستن است ؛ و وفا عهد دوست را ميان بستن است ؛ و بقا به حق پيوستن است .

* الهی ؛ نه آنچه دارم دانم ؛ و نه آنچه دانم دارم . الهی ؛ مکش این چراغ افروخته را ؛ و مسوز این دل سوخته را . الهی ؛ گفتی کریمم ؛ امید بدان تمام است .

* می پندارند که دارند ؛ باش تا پرده بردارند . يکی هفتاد سال علم آموخت ؛ چراغی نيفروخت و يکی در همه عمر يک حرف شنيد ؛ همه را از آن بسوخت .

*کرامات فروختن سگی است و کرامات خريدن خری است . اين همه گفتيم ؛ نشان مستی است و دليل خويشتن پرستی است . با هيچ بساز ؛ و از خويش کسی برمساز .

*دی رفت و باز نيايد ؛ فردا اعتماد را نشايد ؛ حال را باش و غنيمت دان که هم دير نپايد . تا تو مرا بد خواهی و خود را نيک ؛ نه مرا بد آيد و نه تو را نيک .

*اصل وصال دل است ؛ باقی زحمت آب و گل است . الهی ؛ اگر از دوستانم حجاب بردار ؛ و اگر مهمانم ؛ مهمان را نکو دار .

* جوينده گوينده است و يابنده خاموش . فرياد از معرفت رسمی و از عبادات عادتی . در خانه اگر کس است يک حرف بس است .

* اگر در آيی ؛ در باز است و اگر نيايی ؛ خدای بی نياز است . اگر دوست را از در بيرون کنند ؛ از دل بيرون نکنند .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

قوانين جهاني موفقيت

 

قانون انتخاب

 

هر كاري كه انجام مي دهيد براساس ارزشهاي غالب درآن لحظه است حتي هيچ كاري نكردن هم نوعي انتخاب است . هر جا كه هستيد و هر كسي كه هستيدبه دليل انتخابها و تصميم هايي است كه تا اين لحظه گرفته ايد.

 

با تشکر از سعید نامجو

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

پديده فکر

 

یاد خدا آ رامبخش قلبهاست


سلام یه دوستانی که دلشان همیشه بهارست

فرق بین انسانها فرق در اندیشه هاست*
)
فقر) حاصل فکر فقیرانه است و
)
ثروت) حاصل فکر ثروتمندانه
در تکنولوری فکر مطب اول *فکر * است.

**********************************
انسانها با اندیشهایشان کیفییت زندگی خودشان را می سازند .شما وقتی صبح از خواب بیدار میشیدچگونه و به چی فکر میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما باید نگاهی به زندگی گذشته داشته باشی
بایستی....
فکر کنی چگونه زندگی کرده ای ........
و بیاندیشی که چگونه باید زندگی کنی
و با ید این فاصله رو با فکرت پر کنی.

ممکنه با خودت فکر کنی من چطور می تونم فکرمو عوض کنم؟!
باید باور کرد...
باور
باور
باور

باور اینکه آری خدای رزاق من را کمک می کند!

آری کائنات در اختیار من هستند!

آری انسانها به من کمک می کنند!

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

سخنانی برای زندگی بهتر

 

سلام دوستان

جملاتی که در زیر می خوانید برگرفته از سمینار تکنولوژی فکر دکتر آزمندیان است .امیدوارم با خواندن این عبارات راه موفقیت را بیابید و تحولی در خود احساس کنید.

زندگی قشنگ ترین واژهء  انسان است .

انسانی فردا دستاوردی بدست می آورد, که امروز رویایی داشته باشد.

جهنم خدا در سرای آخرت , جزای انسانهایی است که در این دنیا بد زندگی می کنند.

هیچ چیز در دنیای هستی بعد از خدا زیباتر از انسان نیست .

اگر تو برای فرداهایت فکر نکنی ,شیاطین برای تو فکر میکنند .

تا تصمیمی اتخاذ نشود, انسان چیزی بدست نمی آورد.

سرنوشت ما از قبل توسط خدا رقم زده نشده است. ما خود سرنوشت خود را تعیین میکنیم .

ان الله لا یغیر بقوم حتی یغیر بانفسهم .

و ما هر چه در کائنات و زمین است برای تو مسخر کردیم ) قرآن کریم(

انسانها همانگونه که فکر کنند زندگی می کنند.

تمام آینده های زیبای تورا ,اندیشه های امروز تو می سازد.

برای اینکه یک فرد جذاب را جذب کنی , خودت باید جذاب باشی(ضرب المثل آمریکایی )

فقر در زندگی یک انسان فقیر, حاصل اندیشه های فقیرانه اوست .

قانون لیاقتها: جهان هستی آنچه به تو می دهد, که لیاقت آن را داری ,نه آنچه راکه لازم داری .

باید که جمله جان شوی        تا لایق جانان شوی .

ثروت : هر دستاوردی در دنیای یک انسان , ثروت است .

فقر عامل روسیاهی انسان در دنیا وآخرت است)رسول اکرم (ص))

انسان همانطور که باور کند زندگی می کند.

اگر زندگی شما ارزش زندگی کردن را دارد , حتماً ارزش نوشتن را دارد.

اصل انتظار: به آدمها آن می رسد, که منتظرش هستند.

کائنات: هر چیز غیر از خدا و تو.

کائنات خدا به انتظارهای تو جواب می دهد.

تا کی در انتظار قیامت توان نشست           برخیز و قیامتی به پا بکن

کی با من ,من باکی :فرق در دو باور. آیا دنباله رو است یا رهبر.

اگر گویی که بتوانم ,قدم در نه که بتوانی      اگر گویی که نتوانی, برو بنشین که نتوانی

از کوزه همان طراود که در اوست .

هر آنچه را که محکوم کنید, از دست میدهیدش و هر آنچه را که به آن عشق بورزی ,بدست می آوریش .

انسانها هر آنچه را که باور کنند ,خلق می کنند.

اگر می خواهی ببینی که دیگران نسبت به تو چه احساسی دارند, ببینید خود چه احساسی نسبت به خود دارید. زیرا دیگران وقتی در تو نگاه میکنند, نسبت به تو آن احساسی را دارند, که تو نسبت به خود داری .

عقاب ,عقابها را به خود جذب می کند ; اردک , اردکها را.

فتبارک الله احسن الخالقین .

عاملی که فردی را جذب می کند, لزوماً فیزیک انسان نیست . زیرا صورت انسان آینه تمام نمایی از درون اوست .

خدا سه چیز خلق کرد: انسان , کائنات و قانونهای طبیعت. خدا خطاب به انسان میگوید: ای انسان اگر تو قانونمندیهای دنیا را یاد بگیری , در دنیا به همه چیز می رسی و در آخرت به بهشت می روی .

چون به دریا می توانی راه یافت        سوی یک قطره چرا باید شتافت

موفق باشید.

منبع: موفقیت

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

آینه

به نام خدا

  آینه

 

خانواده بسیار فقیری بودند که در یک مزرعه

 و یک کلبه کوچک کنار مزرعه کار و زندگی می کردند.

کلبه آنها نه اتاقی داشت و نه اسباب و اثاثیه ای.

اعضای خانواده از برداشت محصولات مزرعه

 آن قدری گیرشان می آمد،

که شکمشان را به سختی سیر کنند.

اما یک سال بدون هیچ علتی محصول،

کمی بیشتر از حد معمول به دست آمد.

در نتیجه کمی بیش از نیازشان پول به دست آوردند.

زن کاتولوگ کهنه و خاک گرفته ای را بیرون کشید و ورق زد.

همچنان که صفحات آن را یکی یکی ورق می زد،

افراد خانواده هم دورش جمع می شدند.

بالاخره زن آینه بسیار زیبایی دید و به نظرش رسید

که از همه چیز بهتر است.پیش از آن هرگز آینه ای نداشتند.

از آنجا که پول کافی برای خریدنش داشتند،زن آن را سفارش داد.

در حدود یک هفته بعد وقتی که همه در مزرعه سرگرم کار بودند،

مردی سوار بر اسب از راه رسید.او بسته ای در دست داشت،

و خانواده به استقبالش رفتند.

به محض این که امضا دادند و

بسته را تحویل گرفتند،همه در کلبه دور مادرشان جمع شدند.

زن،اولین کسی بود که بسته را باز کرد و در آینه نگاه کرد،

و جیغ زد:"جان،تو همیشه میگفتی که من زیبا

 هستم.من واقعاً زیبا هستم!"

مرد آینه را به دست گرفت،در آن نگاه کرد،لبخندی زد وگفت:

"تو هم همیشه می گفتی که من خشن هستم

ولی من جذاب هستم."

نفر بعدی دختر کوچک شان بود که در آینه نگاه کرد و گفت:

"مامان،مامان،چشم های من هم شبیه تو هست!".

اتفاق نا خواسته این بود که

پسر کوچکشان که مثل همه پسر بچه ها بسیار پر انرژی بود،

از راه رسید و پیش از هر اقدامی از سوی آنها آینه را قاپید.

او در چهار سالگی از قاطر لگد خورده و صورتش از ریخت افتاده بود.

او فریاد زد:"من زشتم!من زشتم!"

و در حالی که می لرزید به پدرش رو کرد و گفت:

"پدر،آیا من همیشه همین ریخت بودم؟"

"بله پسرم،همیشه همین ریخت بودی."

"با این حال تو من را دوست داری؟"

"بله پسرم،دوستت دارم."

"چرا؟برای چه من را دوست داری؟"

"چون که مال من هستی!"

...و من هر صبح وقتی که صادقانه به خودم نگاه می کنم

و می بینم درونم زشت است،از خدا می پرسم،

آیا دوستم داری؟و او همیشه جواب می دهد:"بله."

و وقتی که می پرسم چرا دوستم داری؟

او می گوید:"چون که مال من هستی!"

 

نویسنده : زهره زاهدی

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

نکته های قشنگ زندگی

1-  به خاطر داشته باشید که لحن شما گویای ذهن شماست سعی کنید تا هنگام گفتگو با دیگران سخنان دلنشین بگویید.

 

2-  غصه ها و ناراحتیهای خود را خیلی جدی نگیرید.آنها آنقدرها هم که فکر میکنید جدی نیستند.پس بهترین راه را برای رهایی از آنها بیابید.

   

    3- از گوش دادن به حرفهای آن دسته از دوستان و اقوام که

       میگویند"کارها انجام نمی شوند"بپرهیزید.

 

 

4-    در مقابل آینه بایستید و شکلک درآورید تا خنده را به لبهای خود باز گردانید.

 

    5- ذهن خود را طوری پرورش بدهید که تنها به افکاری که شما را

        شاداب تر و سالم تر می سازنند فکر کنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

چند سخن:

الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و

حقایق را جز در اعماق فکر نمی توان کشف کرد.     ویکتور هوگو

 

فکر کردن : سخت ترین کار بشر است.    انیشتین

 

اندیشه و تفکر پشتوانه ای بزرگ در سراسر حیات بشر است :

وانسان بی اندیشه و تفکر به ماده ای بی روح میماند.    پاسکال

 

آنکه کردار به سخاوت بیاراید وگفتار به راستی :

در جهان نیکبخت است     بزرگمهر

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

قضا و قدر و مشیت یعنی چه؟

پرسش: قضا و قدر و مشیت یعنی چه؟ و چه تفاوتی با هم دارند؟

پاسخ: واژه «مشیت» که افعال آن «شاء ـــ یَشاء» در قرآن زیاد کاربرد دارد، بمعنی: خواستن دو چیز متفاوت، ناهمگون، متضاد و متناقض است. مانند: شب و روز، بیماری و سلامتی، گرما و سرما، زمین لرزه و آرامش زمین، مرگ و زندگی، فقر و توانگری، ایمان و کفر، .... اینها مشیت خداوند هستند.

قـَدَر که از تقدیر می آید بمعنی: اندازه دادن و مشخص نمودن کارکرد و عملکرد و روند و فرایند چیزی است (یعنی قانونمند نمودن چیزی). مانند رو به پیری و مرگ رفتن موجود زنده. یا زن شدن و زن بودن و مرد شدن و مرد بودنِ. یا مثلاً سیب شدنِ تخم سیب، یا مرغ شدنِ تخم مرغ.

و قضاء بمعنی: انتخاب نمودن و در جریان گذار انداختنِ یکی از دو چیز متفاوت و متضاد است. مثلاً از میان مرگ و زندگی حالت زندگی برای ما انتخاب شده و ما فعلاً در جریان زندگی انداخته شده ایم. یا مثلاً انتخاب حالت محکومیت یا آزادی برای فرد دستگیر شده. وقتی کسی را محکوم می کنیم و در جریان کشیدن محکومیت خود می اندازیم این کار قضاء نامیده میشود. (به دستگاه قضائی هم به این خاطر قضاء گفته شده).

فرق «مشیت» و «قضا» و «قـَدَر (تقدیر)» اینست که مشیت و قضا قابل تغییر و دست کاری است ولی تقدیر (قـَدَر) را نمی توان دست کاری کرد و تغییر داد. مثلاً ما می توانیم در شب نور ایجاد کنیم و در روز تاریکی ــــ در بیماری خود را مداوا کنیم و در سلامتی خود را مریض ــــ در گرما سرما تولید کنیم و در سرما گرما ــــ خانه را طوری بسازیم که زمین لرزه را خنثی کنیم ــــ می توانیم با انفاق فقر و ثروتمندی را تغییر بدهیم ــــ می توانیم ایمان بیاوریم و می توانیم نیاوریم ــــ و با درست خوردن و به خود رسیدن می توانیم طول عمر خود را دراز کنیم یا خودمان را بکشیم و عمر خود را کوتاه کنیم (البته اینکه گفته میشود عمر هر کسی از پیش مشخص شده و وقتی اجلِ وی میآید می میرد غلط است. در قرآن نیز آیه ای در این رابطه وجود ندارد).

اما تقدیر مانند مرگ را ما نمی توانیم تغییر بدهیم. یعنی ما نمی توانیم نمیریم، یا قانون پیر شدن را تغییر بدهیم و از پیر شدنِ خود جلوگیری کنیم (ولی در چهار چوب قانونمندی مربوط به پیر شدن می توانیم آنرا تسریع یا کند کنیم، که در اینصورت این مقوله در چهار چوب مشیت قرار می گیرد ). یا مثلاً نمی توانیم از تخم مرغ گربه درست کنیم.

 

مشیت و قضا و قدر ما در کوئست چیه؟

سختیها ، ناراحتیها ، تهمتها ، بی خوابیها ، جوابهای نه شنیدنها ، دردسرها و ... به همراه خوشیها ، دوستیها ، احترامها ، درآمد خوب و ...

جزو مشیت ما هستند. این دست خود ماست که چه قضاهایی برای خود انتخاب کنیم تا قَدَری خوب پیش روی ما باشد.

نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

آغوش پروردگار

 

 

به نام خدا

 

آغوش پروردگار ( گفتگو با خدا (3) )

 

" ای خدای بزرگ که در آسمانی..."

 بله.

حواسمو پرت نکن،دارم دعا میکنم.

خب،تو منو صدا کردی.

من؟دارم دعا می خونم:"ای خدای بزرگ که در آسمانی..."

دیدی،دوباره صدام کردی.

مگه نگفتی:"ای خدای بزرگ که در آسمانی؟".

خب،من این جام.

آها،اما منظوری نداشتم.فقط داشتم دعای

روزانه مو می خوندم.من همیشه با خدا راز و

نیاز می کنم.حالمو خوب میکنه، احساس 

میکنم وظیفه مو انجام دادم.

بسیار خوب ادامه بده

"...نام تو مقدس باد..."

منظورت چیه؟

ازچی؟

از"نام تو مقدس باد...". "مقدس"یعنی چی؟

خب،...یعنی... ام م م م،... نمی دونم.

خب این یه قسمت از دعاست.راستی،معنی اش چیه؟

یعنی"عزیز"،"منزه"،"عالی".

آها،تا به حال درباره اش فکر نکرده بودم.

"... پادشاهی تو بر زمین بیاید و اراده تو بر

 زمین جاری شود،همان گونه که بر

آسمانها جاری است."

آیا واقعاً می خوای که اراده من بر زمین

جاری بشه؟

بله،چرا نه؟

به خاطرش چه کار میکنی؟

کار؟مگر باید کاری کرد؟فکری درباره اش نکرده ام.اما فکر کنم خیلی خوب می شه

که تو کنترل همه چیز این جا رو هم مثل آسمون به دست بگیری.

اون وقت تو رو هم کنترل کنم؟

خب...من کلیسا میرم.

فقط همین؟بداخلاقی ات چی؟تو برای رفع اون باید بیشتر کار کنی.

پول خرج کردنت هم همین طور...همه پول هاتو خرج خودت میکنی.

کتابهایی که می خونی چی؟چیزای خوبی نیستن.

چه قدر از من ایراد میگیری!منم یکی مثل بقیه.

مگه نمی خوای که اراده من بر زمین جاری بشه؟

پس از تو و امثال تو که اینو می خواین باید شروع کنم.

آها،خب،درسته اشکالاتی دارم.

راستی حالا که می خوای روی عیب هام کار کنی،یادت باشه چند تای دیگه هم دارم.

میدونم.

البته تا به حال خیلی در این باره فکر نکرده بودم.

اما می بینم واقعاً دلم می خواد از شر بعضی هاشون خلاص بشم.

خوبه داریم به یه جاهایی میرسیم.

با هم روی اونا کار میکنیم تا موفق بشی.

آفرین.

ببین خدا،این دعا داره کمی طولانی تر از معمول میشه.

"لطفاً نان امروزم را مرحمت کن..."،باید برم.

نان؟ تازه باید مراقب خوردنت هم باشی،

همین حالا هم اضافه وزن داری!

...خدایا چه قدر امروز از من ایراد میگیری!

من دارم وظیفه دینی روزانه مو انجام میدم،

یکهو وارد میشی و ایراد گیریت شروع میشه.

وقتی درست دعا بخونی،همینه،صدات

به گوشم میرسه،می یام،و جوری میشه که

شاید ناچار بشی خودتو تغییر بدی.

تو منو صدا کردی،من هم آمدم.

به دعا خوندنت ادامه بده.

می خوام ببینم در ادامه چی میگی؟

می ترسم.

از چی؟

آخه می دونم چی به من میگی!

خب،امتحان کن.

"...خدایا بدی های ما را ببخش،همان طور

که ما کسانی را که به ما بد کرده اند می بخشیم."

خب،نظرت درباره "مارگریت"چیه؟

می دونستم که پای اونو وسط میکشی.

مگه ندیدی چه دروغ ها درباره من گفته!

چه قصه ها درباره خانواده ام سر هم کرده.

هنوز تقاص اینا رو پس نداده.قسم خوردم تا

حسابامو باهاش صاف نکنم،آروم نگیرم!

پس این چیزهایی که در دعا میگی چی میشه؟

موضوع مارگریتو ندیده بگیر.

خوبه،لااقل صداقت داری.اما این بار تلخ

و سنگین رو با خود بردن و این تلخی رو در دل

نگه داشتن چه لطفی داره؟

بذار حسابمو با او صاف کنم،اون وقت حالم

بهتر میشه.چه بلایی که سرش نیارم!

کاری میکنم که آرزو میکرد هیچ وقت همسایه ام نشده بود.

اما میدونی که با این کار حالت بهتر نمیشه؟

انتقام اصلاً شیرین نیست.ببین از فکر انتقام چقدر منقلب شدی!

بیا،خودم همشو درست میکنم.

می تونی؟چطور؟

مارگریتو ببخش.من هم تو رو می بخشم.

اون وقت میبینی چقدر قلبت آروم میشه.بذار حس نفرت و بدی با مارگاریت بمونه.

تو خودتو از این حس خلاص کن.

حق با توست.همیشه حق با توست.خدایا ببین،الان بیشتر از اون که بخوام از

مارگریت انتقام بگیرم،دلم می خواد با تو صاف و رو راست باشم.

اوکِی،من اونو میبخشم.

حتی بهش کمک میکنم که در زندگی راه راست رو پیدا کنه.

حالا که به این قضیه فکر میکنم،

دلم برای مارگریت میسوزه،در وضع بدی گیر افتاده.

باید تاوان ضایع کردن حق دیگران رو بپردازه.

خدایا خودت یه جوری راه درست رو پیش پاش بزار.

آفرین.عالی شد،حالا چه احساسی داری؟

اِم م م م ...خب،بد نیست.نه،راستشو بخوای خیلی بهتر شدم.

گمان کنم امشب،بعد از مدتها دیگه گرفته و عصبی به رختخواب نرم.

تا یادم می آد همیشه ناراحت به رختخواب رفتم.

و چون نمی تونستم درست استراحت کنم،همیشه خسته

و کسل بودم.گمان کنم از این به بعد درست بشه.

دعات هنوز تموم نشده،ادامه بده.

آها،"...خدایا،ما را چنان هدایت کن که

وسوسه بر ما غلبه نکند و از شر بدیها

نجات مان بده."

همین کار رو خواهم کرد.تو هم سعی کن خودتو در وضعیتی قرار ندی

که دچار وسوسه بشی.

منظورت چیه؟

وقتی میدونی کسی باید لباسها رو بشوره و خونه رو مرتب کنه،

تلویزیون روشن نکن.

یا اگه میبینی نمی تونی روی دوستات تأثیر خوبی بگذاری و گفتگوها تونو به مسیر

 مثبتی هدایت کنی،شاید بهتر باشه نسبت به این دوستیها تجدید نظر کنی.

یک چیز دیگه،نگذار همسایه ها و دوستات برات بت بشن و بخوای از اونا تقلید کنی.

و خواهش میکنم از من هم به عنوان راه فرار استفاده نکن!

قسمت آخر رو نفهمیدم.

وقتی در شرایط بدی قرار میگیری،به دردسر می اُفتی،به من پناه میبری و

می گی:"خدایا اگه از گرفتاری خلاصم کنی،

قول میدم دیگه فلان کارو نکنم".

از این وعده وعیدها چند تا دادی؟یادت هست؟

اوه،بله،شرمنده ام،واقعاً شرمنده،ای خدا.

به یاد کدومشون افتادی؟

آن شبی که دیوید رفته بود و من و بچه ها در خانه تنها بودیم چنان بادی میوزید

که فکر میکردم الان سقف خانه از کجا کنده میشه،رعد و برق هم که همه رو به وحشت

انداخته بود.

یادمه گفتم:"خدایا اگر ما را از این وضع خلاص کنی قول میدهم

هیچ وقت دعایم را قطع نکنم".

خب،من کار خودمو کردم ،تو چی؟

متأسفم،واقعاً متأسفم.تا حالا فکر میکردم فقط دعا کافیه و لازم نیست کار دیگه ای

بکنم.هیچ وقت فکر نمیکردم اتفاق امشب پیش بیاد.

خب،ادامه بده و دعا تو تموم کن.

"خدایا، پادشاهی و اقتدار،و حمد و سپاس همواره شایسته توست.آمین."

می دونی چه چیز رو به عنوان حمد و سپاس قبول میکنم و چه چیز منو خشنود میکنه؟

نه،راستی چه چیز تورو خشنود میکنه؟دلم میخواد از این به بعد کاری کنم

که تو خشنود بشی.دیدم چه بلایی سر زندگیم آوردم!

و دیدم که چقدر عالیه که راه تورو بریم.

جواب سؤالمو دادی.

دادم؟

بله

حمد و ستایش از نظر من همینه که همه،مثل تو،

منو دوست داشته باشن و میبینم که داره کم کم اتفاق می افته.

حالا که بعضی از اشکالاتت رو شد و میخوای اونا رو برطرف کنی،

چه کارها که نمی تونیم با هم بکنیم.

خدایا،ببینیم چه طوری منو درست میکنی ها!اوکِی؟

اوکِی.

 

نویسنده : زهره زاهدی

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

من متولد شده ام...

من متولد شده ام تا دستی بگیرم و بگذارم تا دستی، خستگی ام را ببوید از آنها که متولد شده اند تا همراهی باشند، برای صعود من به قله های پر برف و دست نیافتنی.  بالامی روم وچهره خود رامیان آینه ها جستجو می کنم وهزاران نفر را مثل خودم می یابم. هزاران رهرو کوی دوست که در سکوت با من همسفرند... هزاران همسفر که در سکوت زندگی را از نو ميسازند .... هزاران دوست که دستی را به گرمی ميفشارند..

 

دستها را بايد گرفت و نگاهی کرد به اين زندگی حقيقت در کف دستان ماست در قلمی که می لغزانيم...!!!

 

با تشکر از امین عزیز

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

من انسان زيبای ديگری هستم!!!

یاد خدا آرام بخش دلهاست...

تکنولوژی فکر سفری که مبداء خود انسان ومقصد خدای عزوجل است.

ای انسان کیستی ؟چگونه ای ؟چه آینده ای را طراحی کرده ای؟

این سوالاتی است که خدا از تو می کند.
پس تا تصمیمی نگیری تحولی در تو ایجاد نمی شود.
اصولاً هیچ چیز در جهان هستی اتفاقی صورت نمی گیرد.حتی هیچ برگی بدون اراده خدا به زمین نمی افتد و همه چیز خواست خدای رحمان بوده ومی با شد.
و خدا مسبب الاسباب است.
نباید بیهوده روز را شب کرد. نه دنیای زیبایی نه آخرت آبادی.
(فرق بین انسان خوشبخت و بدبخت در طرز فکر آنهاست)

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

نکته های قشنگ زندگی

    ۱-   باور کنید که انسانی موفق هستید.

 

2-   بدانیدکه وقتی قلبتان راتغییرمیدهید،ذهنتان نیزتغییرمیکند و هنگامیکه ذهنتان متغیرشودزندگی شما نیز تفاوت پیدا خواهد کرد.

 

3-   برای رسیدن به یک هدف والا همکاری چشمگیری کنید.

 

4-   بدانید که برای تک تک مشکلات شما راه حلی الهی وجود دارد.

 

5-   اگر آنطور که می خواهید وقایع پیش نمیروند با تغییر در راه و کارهایتان آنها را مهار سازید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت   توسط محسن   | 

به نام خدا

 

A different kind of prayer  یك دعاي متفاوت

 

اي خداي بزرگ (پدر آسماني)، Heavenly father

كمكمان كن  help us

تا به خاطر بياوريم remember that the

آن كسي كه ديشب در خيابان jerk who cut us

راه ما را بست،  off in traffic last night

مادر تنهايي بود كه آن روز was a single mother

بعد از نه ساعت كار  who worked nine

مي راند كه با عجله  hours that day

به طرف خانه اش برود  and is rushing home

تا شام درست كند.  to cook dinner

به درس بچه ها برسد، help with homework

رخت ها را بشويدو چند do the laundry and spend

دقيقه باارزش را كنار a few precious moments

فرزندانش بگذراند.  with her children.

كمكمان كن تا به خاطر بياوريم help us to remember that

آن مرد جوان ژنده پوش و بي تفاوتي  the pierced tattooed

كه تنش را خالكوبي كرده  disinterested young man

و بدون اينكه هيچ تغيير  who can't make

مثبتي در زندگي اش بدهد،  change correctly

شاگرد مدرسه مضطرب نوزده  is a worried 19-year-old

ساله اي بود كه همه حواسش  college student balancing

در پي امتحانات نهايي اش بود  his apprehension over

و ميترسيد نتواند براي ترم  final exams with his fear

بعد وام(تحصيلي)بگيرد و  of not getting his student

مخارج تحصيلاتش را بپردازد.  loans for next semester.

خدايا به يادمان بياور  Remind us Lord

آن آدم بي تفاوتي كه هر that the scary looking bum

روز در يك گوشه نشسته  begging for money in

و گدايي ميكند the same spot every day

(در حالي كه بايد كار كند!)  (who really ought to get a job!)

اسير اعتيادي است كه  is a slave to addictions

ما فقط مي توانيم آن را  that we can only

در وحشتناك ترين imagine in our

كابوس هاي شبانه مان ببينيم. worst nightmares.

كمكمان كن تا به خاطر بياوريم  Help us to remember

آن زوج پيري كه آهسته و the old couple  that

با زحمت در راهروي فروشگاه  walking annoyingly

(ضمن سد كردن راه ديكران)  slow through the store

قدمي مي زنند و از aisles and blocking

لحظات خود بهترين استفاده our shopping

را مي برند(اگر چه  progress are savoring

نتيجه آزمايشهاي  this moment knowing

هفته قبل زن نشانگر  that based on the

اين بود كه آخرين سال biopsy report she

خريد مشترك آن got back last week

دو خواهد بود مي خواهند  this will be the

كه اين لحظه هاي آخر last year that they

را با هم مزمزه كنند.)  go shopping together.

اي خداي بزرگ(پدر آسماني)  Heavenly father remind us

هر روز به يادمان بياور  each day that of

كه از ميان همه  all the gifts you

نعمتهايي كه به ما give us the greatest

ارزاني داشته اي،بالاترين  gift is love.

آن محبت است،اگر چه كافي  It is not enough

نيست كه به عزيزان مان  to share that

محبت كنيم.خدايا دل هامان  love with those we

را بگشا،نه فقط به روي hold dear. Open our

نزديكان مان، بلكه به hearts not to just those

روي همه انسانها. ياري مان who are close to us but to

كن تا دير قضاوت كنيم و  all humanity. Let us be slow

زود ببخشيم.ياري مان to judge and quick to

كن تا شكيبايي،همدلي forgive show patience

و مهرباني كنيم. empathy and love!

 

نويسنده:زهره زاهدي

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت   توسط محسن   |